داوود صمدى آملى
35
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
دارد ؟ اگر كسى فلسفه بخواند و بىطهارتى و ناخالصى داشته باشد ، فلسفه نخوانده است . فلسفه اتصال به حقايق موجودات است . به همين خاطر فرمودهاند : فيلسوف كامل امام است يعنى او تمام حقايق عالم شده است . و لذا جناب علامه عبارت را بسيار عالى و متين پياده فرمودند . ما احتياج به بحثى داريم كه ما را به واقعيات اشياء برساند نه اينكه صرفا الفاظ و مفاهيمى را ياد بگيريم ، اما متأسفانه هماكنون مىبينيد كه رسم بر يادگيرى الفاظ و عبارات است . تأثير درسهاى علامه حسنزاده آملى نكتهء ديگر اينكه وقتى ما براى درس اسفار خدمت حضرت آقا تشرف يافتيم همان ابتدا به ما فرمودند : ما در فلسفه فقط در يك يا دو فصل ابتدايى آن حرف از مفهوم مىزنيم ، بعد از آن بايد در متن وجود خارجى اشياء به كاوش بپردازيم . اين جملهء استاد خيلى براى ما كار رسيد . عزيز من ! بدون خلوت و سكوت و حضور و مراقبت نمىشود فلسفه را فرا گرفت فلسفه يكپارچه ذكر است و فكر ، يكپارچه وجود است و شهود ، يكپارچه شنيدن است و رسيدن ، انسان بايد به حقيقت ببيند كه كجايى است . خداوند گواه است كه وقتى ما براى درسهاى اسفار خدمت حضرت استاد رسيديم ، آنچنان القائات ايشان قوى بود كه هنگام شب خوابمان نمىگرفت ، از بس در وجد و شادى بوديم تا نيمه شب چشم بر هم نمىگذاشتيم و هميشه نگران بوديم كه اگر صبح فردا سر درس خوابمان بگيرد چه كنيم ؟ ! و روز بعد هم خوابى در كار نبود ، گويا انسان خواب را از ياد مىبرد و دلش مىخواست سكوت كند ، گوشه بگيرد ، عزلت كند ، تنها باشد و حضور و مراقبت داشته باشد ، خدائيش آدم آتش